برايم واسطه شو...
نورچشمم، ثمره زندگیم
خاطرات دخمل نازمون کوثرجون
تاريخ : دوشنبه 5 مرداد 1388 | نویسنده : مامان جون
بازدید : 388 مرتبه

نور چشمم، دختر عزيزم، امروز دكتر گفت كه 100% تو دختري ، دختري كه مونس و همدم مادري .

تو نيامده و نديده عزيزي؛ دلم براي ديدنت تنگ شده است، دلم براي بوسيدنت و ...

امشب تولد امام سجاد(عليه السلام) است. مي خواستم در اين شب عزيز با خدا صحبت كنم اما مثل هميشه گناهانم حجابي شد تا نتوانم مستقيم حرفي بزنم! شايد تو واسطه خير شوي، واسطه اي كه به واسطه عصمت و پاكي ات ، واسطه ي شفاعت مادرت شوي...

نازنينم، گناهانم زياد شده و غفلت هايم دلم را به درد آورده،دنبال روزنه اي هستم تا شايد بتوانم نوري به دلم بتابانم، و شايد خداوند به واسطه پاكي و عصمت تو ، مادرت را از گمراهي و غفلت نجات دهد...

امشب توي كتاب تربيت فرزند آقاي مظاهري، از گناهي خوندم كه مدتي بود ازش غفلت كرده بودم و مدتي بود كه توجه نمي كردم كه چقدر مي تونه دلم رو سياه كنه و شايد روح پاك و سفيد تو را هم لكه دار...

براي مادرت دعا كن ، دعا كن كه شايد بتونه بر صفات رذيله اش فايق بيايد و شايد بهتر است بگويم براي خودت هم دعا كن تا مادر گنهكارت ، پاكي تو را و سفيدي روحت را تيره نكند...




موضوع :
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 16 نفر
بازديدهاي ديروز : 12 نفر
بازدید هفته قبل : 33 نفر
كل بازديدها : 47519 نفر