حکمت جشن تولد
نورچشمم، ثمره زندگیم
خاطرات دخمل نازمون کوثرجون
تاريخ : سه شنبه 22 شهريور 1390 | نویسنده : مامان جون
بازدید : 747 مرتبه

نور چشمم

دو ساله شدی

دو سال است چشمهایت به خوبی ها و بدی های زمین و زمینیان آشنا شده است. دو سال است که بهترین و مهمترین و بزرگترین کارهای زندگیت را تجربه کرده ای. تجربه ی مستقل ایستادن ، تجربه ی قدم اول و تجربه ی دل کندن از بزرگترین دل بستگی ات(شیر خوردن) و ...تجربه هایی که هر کدام مهم و مهم تر از دیگری هستند. تجربه ی قدم اول مهم است چون همیشه در تمام زندگیت قدم اول پشتوانه ی قدم های بعدیت خواهد بود. پس همیشه محکم و استوار گام بردار ، همیشه به لطف خدا ، در راه خدا و برای رضای خدا گام بردار.

عزیزم بزرگ شدی آنقدر که معنی تشویق ها و کادو ها و تولد می فهمی . دیروز مدام با لذت ازت می پرسیدم امروز تولد کیه: تو هم با زبان شیرینت می گفتی: تولد من ...

عزیزم حکایت جشن تولد حکایت غریب و غم آلودی است!!! جشن تولد یعنی جشن ی برای روزها و سالهایی که گذرانده ای و دیگر بر نمی گردند. برای آزمون ها ، خطا ها و لحظه هایی که تجربه کردی و دیگر تکرار نمی شوند.جشنی به نشانه ی اینکه این روز ها و سالها را به بهترین شکل گذرانده ای .

گاهی حاشیه های این جشن های تولد آنقدر زیاد می شود که اصل این جشن که توجه به گذر عمر است در هیاهو های میهمانان گم می شود . توجه به اینکه این شمع هایی که به تعداد سالهای زندگیمان است ، به این راحتی با فوتی خاموش می شود و این شمع ها نشان سالهایی است که دیگر برنمی گردند و روزی باید برای تک تک لحظه هایش پاسخ دهیم که...

چگونه گذراندیم؟

کاش عزیزم روزی این جشن را خدا ی مهربان برایت در بهشت بگیرد. جشن عمری که در راه او گذرانده ای .

نازنینم با قلب پاکت برای مادرت دعا کن که وقتی آخرین شمع زندگیش را فوت می کند مثل امروز تو شاد باشد و خندان.

 

فروردین 89

 




موضوع :
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 31 نفر
بازديدهاي ديروز : 31 نفر
بازدید هفته قبل : 79 نفر
كل بازديدها : 46854 نفر