نورچشمم، ثمره زندگیم

خاطرات دخمل نازمون کوثرجون

دلتنگ خدای کعبه!

1390/7/10 16:07
نویسنده : مامان جون
928 بازدید
اشتراک گذاری

دختر عزیزم

دلم عجیب برای سفر مکه مون تنگ شده، حالا معنی دلتنگی رو می فهمم . دلتنگی یعنی وقتی یادش میفتی بغضی راه گلوت رو ببنده و تو مجبور باشی بغضت رو فرو ببری و اونوقت قلبت از این بغض تنگ می شه و دلت رو به درد میاره...

البته عزیزم مشکل از منه!

آخه من که دلم برای شام و نهارهای آماده اون سفر تنگ نشده ، یا حتی برای خود کعبه که شاید در ظاهر از سنگ باشه و گل. دلم برای خدا تنگ شده! عجیبه نه! برای همینه که میگم مشکل از منه!

دختر عزیزم

دلم عجیب برای سفر مکه مون تنگ شده، حالا معنی دلتنگی رو می فهمم . دلتنگی یعنی وقتی یادش میفتی بغضی راه گلوت رو ببنده و تو مجبور باشی بغضت رو فرو ببری و اونوقت قلبت از این بغض تنگ می شه و دلت رو به درد میاره...

البته عزیزم مشکل از منه!

آخه من که دلم برای شام و نهارهای آماده اون سفر تنگ نشده ، یا حتی برای خود کعبه که شاید در ظاهر از سنگ باشه و گل. دلم برای خدا تنگ شده! عجیبه نه! برای همینه که میگم مشکل از منه!

آخه مگه خدا همه جا نیست ؟ مگه خدای مکه با خدای خونه و شهر رو دیار من فرق می کنه؟

معلومه که فرقی نمی کنه ... این منم که راز یافتن خدا رو در سفر عمره نفهمیدم!

تو سفر عمره ، مقصد حرکت ، اوست، زیارت اوست.

برای رسیدن به اون سختی و شلوغی و معطلی فرودگاه رو به جون می خریم،

برای عبادت اون سعی می کنیم یک لحظه رو هم از دست ندیم،

غذا می خوریم تا جون داشته باشیم عبادتش کنیم

می خوابیم تا حال داشته باشیم زیارتش کنیم

اگر حمام می رویم اگر لباسی می شوریم اگر...

خلاصه هر کاری می کنیم برای رسیدن به خدای آن کعبه ایست که روبروی ماست

فهمیدی دخترم چرا دلتنگم؟!

چون اگر اینجا هم، لحظه لحظه هایم را برای او خرج کنم ، انوقت انگار همه جا برایم کعبه است و همه ی کارها برای رسیدن به اوست... انوقت سختی ها آسان می شود و لحظه ها غنیمت!

و همه کس و همه چیز وسیله ای می شوند برای رسیدن به او،

آنوقت همه جا کعبه است و همه جا خدای کعبه و دیگر هیچ...و دیگر دلتنگی معنایی ندارد!

اما من دلم عجیب تنگ است...

برایم دعا کن کودک معصومم

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر